دوم : پیمان قاسم خانی را دوست دارم چون او هم آدم سالمی ست . آدمی است برخلاف همسرش بهاره رهنما زیاد علاقه ای ندارد چهره اش را جلوی دیگران نشان بدهد . به خاطر همین از مصاحبه کردن طفره می رود و فقط کار خودش را می کند . به قول همسرش او آدمی درونگراست و حرفهایش را در خودش نگه می دارد و در طنز هایش می نویسد . پیمان قاسم خانی طنز های فوق العاده ای نوشته که می شود در سینما به شاخص ترین آن مارمولک اشاره کرد و در تلوزیون هم به شب های برره ! پیمان قاسم خانی از معدود طنز نویسانی ست که فقط اعتقاد به خنداندن مردم ندارد بلکه حرف حساب زدن و انتقاد از شرایط جامعه را هم سر لوحه نوشته های خودش قرار می دهد . اکثر فیلم هایی که او متن اش را نوشته تقریبا جنجالی و انتقادی بوده که از نکات بارز کارنامه او به شمار می رود و یکی از الگوهای من هم در نویسندگی پیمان قاسم خانی ست .
سوم : مسافران تمام شد . اما نقدهای زیادی به آن وارد است . مثل عجیب نشان دادن فضایی ها که اگر از بار آن کاسته می شد کمی بهتر می بود اما طنزی بود که قسمت های فوق العاده ای داشت . مثل قسمت های اولیه در مورد ورود ارباب رجوع به ادارات که اعصاب مردم را داغان می کنند یا همین قسمت های اواخر که یک آبدارچی چگونه توانست به پست مدیریت برسد . ( نمونه عینی اش را هم در برنامه گذشته نود دیدیم که مدیرعامل ملوان از سمت آنالیزوری به مدیریت رسید و در رسانه ها هم عجیب روی آن زوم نکردند ) به نظر من اگر مهران مدیری این بار مسافران را با پیمان قاسم خانی می ساخت بهتر از رامبد جوان نتیجه می گرفت . اما ظاهرا راه مهران مدیری و قاسم خانی برای همیشه از همدیگر جدا شده و دیگر کاری به کار همدیگه ندارند . در هر صورت طنز مسافران یک نقطه قوت دیگری در کارنامه صدا و سیمای جمهوری اسلامی بود که می توان بیشتر به آن پرداخت .
دوم : در این روزهای سیاسی کمی دست از تحلیل و نقد و روشنفکر بازی بردارید بروید یک سی دی درباره الی را بگیرید و تماشایش کنید . آنهایی که در سینما ندیدند این روزها بدجوری به پته پته افتادن که درباره الی را ببینند . بعضی ها که رکورد می شکنند و بیست بار درباره الی را می بینند همان بعضی هایی که فقط فیلم هندی اشتهایشان را سیر می کرد . این است هنر اصغر فرهادی که فیلم خاص مورد پسند عوام می سازد . لطفا بهانه بس است ٬ کمی خلاقیت از خود نشان بدهید .
سوم : بعد از آنکه محمد قوچانی سردبیر روزنامه های زنجیره ای ( به قول روزنامه کیهان البته ) از زندان آزاد شد چندان خبری ازش نبود و نیست . اما شماره آخر ایراندخت خبر از اتفاق جدیدی می دهد . من پیش بینی ام بر این است که ایراندخت شنبه ای که می آید یک شهروند امروز دیگری باشد با تحلیل های سیاسی روز . البته نمی دانم آیا این هفته نامه مجوز سیاسی بودن را هم دارد یا خیر اما اگر مشکلی پیش نیاید ایراندخت را به سردبیری محمد قوچانی آن هم بعد از آزادی از زندان را با مقالات سیاسی می توانیم ببینیم . بی صبرانه منتظریم دست پخت محمد قوچانی بعد از آزادی از زندان را بخوانیم و ببینیم تا چه حد محافظه کار تر از قبل شده است ؟! شما هم شماره این هفته ایراندخت را از دست ندهید !
از بس خبرهای جالب این روزها روی هم ریخته شده که آدم نمی داند در باب کدامش حرف بزند ، بحث بکند . البته این چند وقته در راستای پاکسازی عوامل فتنه بهتر است ؛ کمتر سخن بگوییم و کمتر هم بنویسیم تا دوستان با خیال راحت کارشان را انجام بدهند و به قول معروف سری را که درد نمی کند دستمال نمی بندند! به همین دلیل به آن خبرهای اساسی کاری نداریم و می سپاریم به اهلش که هم جونش را دارد هم پشتوانه اش . پس بهتره که به آن خبرهای کلیشه ای که تا پیش از این هم دردسری تولید نمی کرد ، بپردازیم . مانند این خبر جالب که آمار ازدواج موقت 28 درصد افزایش یافته و جالب تر از آن بالاترین آمار ازدواج موقت در اختیار استان قم است :
ختم : یعنی می خوای بگی که ..؟
سروش : که چی ؟
آسفالت : مثل اینکه به این زودی مقدمه ای که نوشتی رو از یاد بردی ؟!
کلوخ انداز : ولی جون برو زودی این پستتو هم پاک کن ، البته اگه از جونت سیر شدی که هیچی .
ولی زاده : مگه من چی گفتم ؟ فقط گفتم بالاترین آمار ازدواج موقت را استان قم داره .
آسفالت : می خوای دیگه چی بگی ؟ د بیا یه فحش هم بده ...یه سیلی هم بزن دیگه . بچه پرو !
ختم : آره دیگه احسان جون ؛ دنبال دردسر نباش . می دونی که این دولت اصولگرایا دنبال بهانه ست !
آسفالت : من که شک ندارم این هم در راستان همان فنته ست ؛ اینا دیدند که طلاب و روحانیون دیروز جوابشون را دادند ؛ کو...سوخته !
ولی زاده : من چیکار به این دوستان بزرگوار دارم . اصلا مگه فقط توی قم اینا زندگی می کنند ؟!
سروش : تو هم شدی مرفاوی ( سرمربی تیم استقلال ) ؛ در روز روشن هر چی دلش خواست به قلعه نویی می گه ؛ بعدش می گه که من به قلعه نویی چیکار دارم ؟ این همه آدم توی اصفهان زندگی می کنه ! ( می خندد )
ولی زاده : حالا من یه چیزی گفتم . شماها که نباید مستقیم برید سر اصل مطلب . مگه قوانین اینترنتی را نخواندین ؟!
سروش : ولی جان یا حرفی نزنو و چیزی نگو و بگذار دوستان خوش باشن ؛ یا اینکه اگه حرفی می زنی باید تاوانشو هم بدی !
کلوخ انداز : آقا مگه چیه ؟ مگه اونا دل ندارن ؟ نمی تونند که از صبح تا شب فقط قیافه یه نفرو ببینن که !! شما ها رحم ندارید ؟ ظلم تا به کجا ؟!
سروش : راست می گه دیگه ، عرضه دارند ؛ می کنند . تو هم اگه عرضه داری برو جلو !
آسفالت : این حرفهای فساد برانگیز چیه می زنید ؟ این حرفها چیه ؟ بر فرض که باشه ؛ اینا به خاطر دین و خدا کاری می کنند ؛ نه مثل این موسوی و کروبی که فقط می خوان فتنه به پا کنند .
ختم : چقدر هم به همدیگه ربط داره ؟!
آسفالت : شما ها که برید که فقط رقاصه ها ازتون حمایت می کنند !
ختم : شما هم که...
ولی زاده : آقایون لطفا خط قرمز را رد نکنید . اوضاع دیگه خیلی خطریه . اصلا من غلط کردم که شماها را بعد از مدت ها دور هم جمع کردم .
سروش : آخ قربون آدم چیز فهم . ما همینو می خواستیم ازت بشنویم . ولی احسان در گوشی یه چیزی بگم ؟ اینا واقعان خیلی زرنگن . می گفتما اینا الکی کاری نمی کنند . هر کارشون تو حساب کتابه ! الکی نیست که هی از ازدواج موقت دفاع می کنند !
ولی زاده : بابا سروش این حرفها چیه می زنی ؟ اصلا من اشتباه کردم . این استان قم نبوده که یه استان دیگه ست. من حتی در قم یه مهندسو می شناسم که می خواد ازدواج بکنه اما هنوز نتونسته ، چون قحطی بیداد می کنه ! اینم یه دلیل قاطع برای رد فرضیه های شما ها ! با ما کار نداشته باشید لطفا ! صاحب زن و بچه هستیم بدجوری !
فرامرز پایور صبح دیروز در بیمارستان اقدسیه درگذشت . دیروز همه فهمیدند که پایور که بود و چه کاره بوده ؟ ده سال به یادش نبودند و دیروز و امروز در مدحش می گویند و می نویسند و تازه بهانه ای می دانند برای شناخت ارزش های موسیقیایی او .
درسته که خبر مرگش را دیروز دادند ٬ اما پایور دیروز نمرد . پایور ده سال پیش مرد . ده سال پیش فراموش شد . ده سال پیش سازش را کنار گذاشت . سکته مغذی کرد . از آن به بعد نه دست به سنتور زد ٬ نه آهنگی ساخت و نه هیچ کار دیگر . مرد و شد عزیز همه ی ما و فهمیدیم چه نقش ماندگاری در موسیقی خواهد داشت . امروز و الان جای بیان گلایه ها نیست ٬ پس بهتر است در ختم کلامم بنویسم : روحش شاد و یادش گرامی باد .
اضافه کاری : پیکر زنده یاد فرامر پایور صبح شنبه ۲۱ آذر ۸۸ از مقابل تالار وحدت تشییع می شود .
من تصمیم دارم که از این به بعد آدم خوبی باشم ٬ دست از گناهان بشویم ٬ قلب خود را یکسره تسلیم خدا کنم ٬ از دنیا و مافیها چشم بپوشم . تنها ٬ آری تنها لذت خویش را در آب دیده قرار دهم.
من روزگار کودکی خود را در بزرگواری و شرف و زهد و تقوی سپری کرده ام . من آدم خوبی بوده ام ٬ باید تصمیم بگیرم که از این بعد نیز خود را عوض کنم .
حوادث روزگار آدمی را پخته می کند و حتی گناهان مانند آتشی آدمی را می سوزاند .
شهید مصطفی چمران
کتاب خدا بود و دیگر هیچ نبود
به خاطر عشق است که فداکاری می کنم . به خاطر عشق است که به دنیا با بی اعتنایی می نگرم و ابعاد دیگری را می ربایم . به خاطر عشق است که دنیا را زیبا می بینم و زیبایی را می پرستم . به خاطر عشق است که خدا را حس می کنم و او را می پرستم و حیات و هستی خود را تقدیمش می کنم...
کتاب (( خدا بود و دیگر هیچ نبود )) به قلم شهید مصطفی چمران
اضافه کاری : بعضی وقتها آدمها زمانی عاشق خدا می شوند ٬ می فهمند که چرا چیزهایی را که می خواستند را خدا به او نداده و نمی دهد که شامل (( من )) این روزها می شود نه چیز دیگری و غیر از این تکذیب می گردد برادر یا خواهر محترم...!
۲ : خدا راز انسان است . انسان هیچ گاه خودش را نمی شناسد مگر آن که خدا را بشناسد . عمیق ترین شخصیت انسان چیزی نیست مگر خدا .
۳ : حقیقتا خداوند همیشه پشت در ایستاده ٬ چنین است و ما انسان ها هستیم که می توانیم این در را از درون بگشاییم و اجازه دهیم که خدا وارد شود .
و در همه ی سالهای عمر ما (( او )) بیرون خانه ی قلبمان ایستاده است ٬ بر در می کوبد و اجازه ی ورود می خواهد . چه هنگام این در را به روی (( او )) خواهیم گشود ؟!
کتاب کوچک (( با خدا درمان کنیم دل زخم دیده خود را )) انتشارات راهیان سبز
اضافه کاری : خدایا این روزها بدجوری عاشقتم !
بار دیگری خبری شد و ما متوجه شدیم که همه ی بدبختی این مملکت به سیاست بر نمی گردد . هر چند این سیاست نظام جمهوری اسلامی است که اوضاع اجتماعی و فرهنگی این کشور را به بحران تبدیل کرده است . خبر تجاوز بار دیگر تکرار شد و بار دیگر بحث شیرین ازدواج موقت در دهان مسئولین چرخید . پشت این تجاوز بعضی ها یادشان آمد که بعضی از دختر و پسرای عقد نکرده فلان کارو می کنند . اظهار نظر کردند که اگر عقد کنند ، هر غلطی خواستند می توانند انجام بدهند . به خاطر همین پیشنهاد ازدواج در دوران دبیرستان و سهمیه کنکوری برای متاهل ها ارائه داند . انگاری مشکل این جامعه فقط این قوانین دینی است . انگاری اگر این آداب و رسوم رعایت شود همه چیز حل خواهد شد .
اینطور بر می آید که برداشت مسئولین محترم این است که فقط مشکل از مجردها ست . نمی دانم مسئولین اخبار را با دقت مطالعه می کنند یا خیر ؟ دیدند و شنیدند که چند مرد میانسال هم به یک زن تجاوز کردند ؟ا این مردان میانسان مجرد بودند یا متاهل ؟ پاسخ مشخص است . مشکل این نیست که اگر ازدواج کنند آمار تجاوز کاهش می یابد . مشکل بعد روانی دارد
مگر ندیده اید مردی را که با زن خودش ارضاء نمی گردد و چشم به زنان دیگر می دوزد ؟! مگر ندیده اید زن زیبایی را که مردش به او بی اعتنایی می کند ، به خاطر ظاهر زیبایش با دیگران ارتباط پنهانی بر قرار می کند . مگر ندیده اید مردی را که زنش ویلچر نشین شده و کاری ازش بر نمی آید ، به دختران دم بخت امیدوار می شود ؟! و خیلی از این موارد که گفتن آن تلخی های آدمی را بیشتر می کند .
این مسائل ریشه در بعد روانی دارد . نه اینکه هر ننه قمری با هر پست و مقامی که دارد اظهار نظر نماید و آن را به یک قانون تبدیل کند . اینطوری بحران کنونی این سرزمین تبدیل به بحران بزرگتری می گردد که حل آن سخت تر خواهد شد . مشکل از جای دیگری است نه خواندن یا نخواندن یک صیغه نامه برادر جان !
(( ترجیح می دهم در خیابان با کفش هایم راه بروم و به خدا فکر کنم نه اینکه در مسجد بنشینم و به کفش هایم فکر بکنم ))
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|