تبليغاتX
خانه ای روی آب
 
خانه ای روی آب مرا به یاد حقیقت هستی و نیستی می اندازد و روزی منتظرم که نباشم !
 
از این به بعد اینجا می نویسم :

http://khane-ab2.blogfa.com

  نوشته شده در  سه شنبه دوم فروردین 1390ساعت 0:19  توسط احسان ولی زاده   | 

سال 90 را به خاطر عادل فردوسی پور باید بیشتر دوست داشت . سال 90 یک نوع نماد است . نماد انتقاد . نماد رک و صریح بودن . نماد آزادی خواهی . نماد دفاع از حق و حقانیت . به راستی عادل فردوسی پور یک فتنه ای است برای این نظام کنونی . عادل عزیز به خاطر اینکه عدد 90 را برایمان دوست داشتنی کردی ازت ممنونیم. خدایا از خلقت عادل فردوسی پور متشکریم .

اضافه کاری : سال خوب و خوشی  را برای دوستان عزیز و گرانقدرم آرزو می کنم .

  نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم اسفند 1389ساعت 23:53  توسط احسان ولی زاده   | 

تو حالت خوش نیست . هی بالا می آوری . چندشم می شود .  بعدش به من نگاه می کنی . متوجه می شوی که این حال ناخوشت مرا دگرگون می کند . مرا اذیت می کند . چشمهایت به من خیره می شود . سعی می کنم جنس نگاهم را تغییر دهم اما انگار موفق نمی شوم و باز تو متوجه ی نگاه نگران و دلهره آورم می شوی . سرم را به طرفی می برم که تو متوجه ی نگاهم نشوی . باز بالا می آوری . چندشم می شود . بعدش به من نگاه می کنی . متوجه می شوی که این حال ناخوشت مرا دگرگون می کند . مرا...چی شد ؟ تکراری ست ؟ می دانم . این روزها همه چیز تکراری شده . حال ناخوش تو ؛ اشک های او و دلهره ی من .

  نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اسفند 1389ساعت 0:23  توسط احسان ولی زاده   | 
این عکس متعلق به وبلاگ آقای محسن آزرم است .

یکسری چیزا قابل اشاره نیست . حتی فابل فکر کردن هم نیست. زیرا فکر به آن باعث ناهنجاری ها می شود . نگاه من قابل اشاره نیست . من از این نگاه منظوری ندارم . ابهامی ندارم اما برای من روشن است . برای من معلوم است . هیچ نکته ی تازه ای نیست که بخواهی از آن معما طرح کنی و در جستجوی آن باشی . نگاه من  یک نگاه معمولی ست . شاید دوستانه باشد . شاید مهربانانه به نظر آید ، شاید از سر رفاقت و دلسوزی چشمانم را به جمالت و به کمالت گره زدم . ببین...یه لحظه وایسا... از این جمال و کمال توهم به سراغت نیاید . همه صاحب جمالات هستند . همه کمالات دارند . مهم آن است که ما از بین نبریمشان . خودخواهی بس است کمی چشمهایت را بازتر کن ٬ حتی اگر فکر می کنی چشمهای بازی داری و عقل کلی !  خودخواهی بس است دوست من !

اضافه کاری : دوستت می دارم / در فاصله ی این عشق و آن عشق / در فاصله ی زنی که خداحافظی می کند / و زنی که از راه می رسد . (( نزار قبانی ))

 

  نوشته شده در  دوشنبه نهم اسفند 1389ساعت 20:54  توسط احسان ولی زاده   | 
1 : روزنامه شرق حالش خوب نیست این روزها . یعنی چند وقتی ست که حالش خوب نیست . مدیرانش معلوم نیست چه می کنن با این کاغذ های کاه گلی شان . به شایعات کاری ندارم .  درست که باید ماند و بهانه ای به دست دیگران نداد اما به هر بهانه ای ماندن ، حکم بدی دارد و حکم روزنامه شرق خودکشی رسانه ای ست . در اولین قدم صفحه آرایی محشرش را تغییر دادند و امروز مخاطبان شرق با صفحه آرایی جدید این روزنامه را دیدند که به مذاق من_ مخاطب خوش نیامد . تغییرات گسترده در تحریریه شرق به صلاحش نیست . از ما گفتن !

2 : تغییرات گسترده شرق موجب شد که تحریریه روزنامه شرق به روزنامه روزگار مهاجرت کنند . روزنامه روزگار چند وقتی ست در دکه های مطبوعاتی قابل مشاهده است . روزنامه ی بدی نیست . در این وانفسای رکود ٬  خواندن این روزنامه جذابیت خاصی دارد . بالاخره قسمت شد که سید علی میر فتاح نویسنده ی دوست داشتنی عصر مطبوعات به سردبیری برسد . میر فتاح در روزنامه روزگار نویسندگان شرق را دور خود جمع کرده و مطالب خوبی در این روزنامه یافت می شود . من که در این روزنامه می توانم مطالب نویسندگان مورد علاقه ام همچون صادق زیبا کلام و عباس عبدی را بخوانم و از این بابت خرسندم . نوشته های صفحه ی آخر میر فتاح و سایر نویسندگان هم قابل توجه و خواندنی است .

3 : برای کسانی همچون من و منتقد روشن قلب ( به عمد برای تخریب ایشان ؛ اسمش را می آورم )  که بودجه مان ته دیگ که چه عرض کنم به ته چاله میدون رسیده ؛ از طریق سایت روزنامه روزگار  می توان این روزنامه را خواند و لذت برد .

4 : چرا منتقد روشن قلب را تخریب می کنم ، به این دلیل که ایشان خودشان را از ماجراهای معترضین جدا نمودند و به قولی خودشان را تبرئه کردند . منتقد چند گرفتی که خودت را تبرئه کردی ؟ تو هم مثل کواکبیان و خباز ترسیدی ؛  مناصبت را از دست بدهی ؟ منتقد حیا کن روشن قلب رها کن ! 

اضافه کاری : تخریب منتقد روشن قلب ارادت ما را به ایشان می رساند. مخلصیم .

اضافه کاری  2 : درس کنترل جمعیت ( تنظیم خانواده ) هم بالاخره به حول قوه ی الهی حذف شد و به جای آن افزایش جمعیت و شکوه همسرداری اضافه شد . من یک سوال دارم بنده که درس تنظیم خانواده را پاس کرده ام آیا از درس شکوه همسرداری محروم خواهم شد ؟!

  نوشته شده در  یکشنبه هشتم اسفند 1389ساعت 1:0  توسط احسان ولی زاده   | 
این عکس متعلق به وبلاگ اسفندگان است .

اضافه کاری : با تشکر از مارک تواین !

  نوشته شده در  شنبه هفتم اسفند 1389ساعت 14:58  توسط احسان ولی زاده   | 
سخنی باید گفت

سخنی باید گفت

در سحرگاهان ٬ در لحظه ی لرزانی

که فضا همچون احساس بلوغ

ناگهان با چیزی مبهم می آمیزد

من دلم می خواهد

که به طغیانی تسلیم شوم

من دلم می خواهد

که بگویم نه ٬ نه ٬ نه ٬ نه !

                                                     فروغ فرخزاد

  نوشته شده در  جمعه ششم اسفند 1389ساعت 0:17  توسط احسان ولی زاده   | 
اصغر فرهادی کارگردان سینمای ایران پس از دریافت خرس طلایی جشنواره فیلم برلین برای ساخت فیلم سینمایی "جدایی نادر از سیمین" بامداد امروز دوشنبه با استقبال سید احمد میرعلایی مدیر عامل بنیاد سینمایی فارابی وارد تهران شد.

خوش آمدی ای هنرمند بزرگ !

  نوشته شده در  چهارشنبه چهارم اسفند 1389ساعت 22:18  توسط احسان ولی زاده   | 
گفتنی ها کم نیست ٬ اما هر چیزی هم گفتنی نیست .

                                                                                   محسن آزرم

                                                                                                                                              

  نوشته شده در  دوشنبه دوم اسفند 1389ساعت 22:14  توسط احسان ولی زاده   | 
در برنامه نود خبری شنیدم که آقای کرش مربی پرتغالی پاسخ منفی داد . اینکه ده روز ملتی و فدراسیونی و رسانه ها سرکار بودند ؛ بماند ،  اینکه این همه ملت ذوق زده شده بودند و حالا به راحتی تو ذوقشان می خورد ؛  بماند ، اینکه همه اعتقاد داشتند با  ارسال پیش قرادادهای دستیاران توسط کرش یعنی پاسخ نهایی اومثبت خواهد بود ؛ بماند  و اینکه های دیگر که در برنامه ی نود به آن اشاره شد هم بماند برای اهلش ! اما چرا نشد ؟ آقای کرش  ده روز به ایران آمد و تازه در طی این ده روز متوجه شد که مشکل شخصی و خانوادگی دارد . آیا چنین استدلالی را کسی باور می کند ؟!

پس قضیه چیست ؟! چه اتفاق خاصی در طی این چند ساعت برای آقای کرش افتاد و تمام موج مثبت ها از بین رفت ؟ یکسری چیزها به ذهنم می رسد و شایدم درست نباشد . اما از نگاه ژورنالیستی این سوال به ذهنم می رسد نا آرامی عصر دوشنبه در خیابان های تهران تاثیر گذار بود ؟ آیا تبلیغات حجیم رسانه های پر قدرت غربی که حتی یک مسئله ی کوچیک در تهران را بزرگنمایی می کنند (( و کاری که صدا و سیما هم در حق کشورهای غربی انجام می دهد / رابطه ای کاملا دو طرفه !! )) در رابطه با عصر دوشنبه و تجمع برخی از مردم در آن تاثیر گذار بود ؟ شاید همان مسائل غیر فوتبالی ایی که آقای کرش در ایمیلش اشاره کرد ، همین مسئله باشد . تجمع معترضین و نا آرامی عصر دوشنبه در تهران تنها باعث وحشت نظام نشد بلکه کرش هم ترسید ! شاید من اشتباه می کنم و شایدم نه . مطمئن نیستم .  

  نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم بهمن 1389ساعت 2:19  توسط احسان ولی زاده   | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM